آیات عذاب در قرآن

در پی ناسپاسی و نافرمانی قوم عاد از دستورات پیامبر خویش، خداوند برای عبرت دیگران و مجازات این قوم، با عذاب دردناکی زندگی آنها را در هم پیچید چنان که میفرماید: «اما عاد به وسیله تندبادی سرکش، پر سر و صدا، سرد و مسموم به هلاکت رسیدند.»[1]

این در حالی است که افرادی به جای عبرت گرفتن از این داستانهای الهی، گمان کرده اند که در این داستان قرآنی، تناقض و ضد و نقیضهایی وجود دارد، گویا تصورشان بر این است که قرآنی که مطالب آن ضد هم باشد دیگر اعتباری نخواهد داشت لذا در گفته ها و نوشته هاشان چنین می گویند:


1. خداوند در قرآن کریم گاهی میگوید: قوم عاد در روزی به هلاکت رسیدند،

2. بار دیگر گوید: هلاکت آنها چند روز طول کشید

3. باز میگوید: عذاب هفت شب و هشت روز بر قوم عاد وارد شد تا به هلاکت رسیدند.[2]

4. و یا می گوید: پس از طوفان چنان شد که جز خانه هاشان چیزی باقی نماند و ... و اینها همه ضد و نقیض یکدیگرند.

در پاسخ به اشکالات این افراد، با نگاهی ژرف به آیات قرآنی به روشنی دیده میشود که این آیات نه تنها با هم ناسازگاری و تناقضی ندارند،‌ بلکه هر کدام در بیان قسمتی از این عذاب الهی و تکمیل یکدیگرند.




1. در سوره قمر آیه 19 میگوید: «روزی که عذاب الهی شروع شد، یک روز سخت و شومی بود.» و مراد از یوم، قطعهای از زمان است، چنان چه در عرف عادی نیز گویند: روزی که فلان کار را انجام دادیم، سختیها کشیدیم و به یقین منظور این نیست که آن کار فقط یک روز طول کشید.[3] یا گاهی گفته می شود: از آن روز که این کار را شروع کردم، نتیجه ای حاصل نشده، آیا چون روزها متعدد است باید می گفت: از آن روزها که این کار را شروع کردم ... با دقت، مقصود آیه و مطلب مورد اشاره روشن و اشکال وارده مرتفع می گردد.

2. آیه 16 سوره فصلت نیز در بیان روزها و مدت آن نیست، بلکه میخواهد بگوید که عذاب بر قوم عاد روزها به طول انجامید، یعنی روزی که شروع شد، شوم بود و روزهایی هم که ادامه داشت باز سخت و دردناک بود.[4]

3. در آیه 7 سوره حاقه این مدت عذاب را روشن ساخته و میفرماید: این باد سخت و تند که شروعش شوم و دردناک بود و روزها ادامه داشت به مدت هفت شب و هشت روز پی در پی بوده است.[5]

4. و بالاخره در آیه 25 سوره احقاف، که می فرماید: "این بادی است که به امر خدا همه چیز را نابود و هلاک می سازد، پس شبی را صبح کردند و جز خانه های ویران اثری از آنها باقی نماند ..." [6] مقصود از "فاصبحوا" مقصود همان مرحلۀ آغاز عذاب است که در آیۀ 19 سورۀ قمر نیز بدان اشارت فرموده است.

5. و در پاسخ کسی که بگوید: وقتی شدت عذاب به حدی بوده که در یک شب مقصود حاصل بوده ادامۀ آن تا هفت شب و هشت روز، ضرورتی نداشته، گفتنی است: از آنجائیکه فلسفۀ عذاب الهی برای قوم عاد و یا هر قوم دیگری علاوه بر هلاکت و نابودی آن قوم ناسپاس و کافر پیشه، درس عبرت و نوعی اتمام حجت برای آیندگان بوده، عذاب را به کیفیتی نازل می کند که در شدید ترین حالت قابل تصور و در بالاترین درجۀ خوف و ترس برای حصول نتیجه در مسیر عبرت و بمنظور پشیمانی سایرین و آیندگان باشد. هدف، نشان دادن جلوه ای هر چند کوچک و پایین از قدرت و قهر و عذاب الهی است.

6. و اینکه فرموده جز خانه هاشان اثر از چیزی باقی نماند، مقصود نه آنست که خانه هاشان در اثر طوفان دست نخورده باقی مانده و هیچ تغییری نکرده بلکه خانه های شان به عبارت آغازین آیه یعنی "تدمر کل شیء ..." معطوف شده و ویران گردیده. چنان که مرحوم الهی قمشه ای در ترجمۀ آیه، مفهوم را رسانده است. و آنچه از خانه هاشان باقی مانده ویرانه هائی است برای عبرت دیگران و آیندگان. و البته قرار هم نبوده که خانه ها بطور کلی ویران شود و هیچ اثری از هیچ چیز باقی نماند، که در اینصورت نشانه و علامتی برای عبرت گیری آیندگان باقی نمی ماند. (دقت کنید)

به همین جهت، می بینیم که امام فخر رازی نیز، در تفسیر خود از آن واقعه، به این مطلب اشاره نموده: "نخستین بار که متوجه ابر سیاهِ پر گرد و غبار شدند، وقتی بود که آن باد به سرزمین آنها رسید و چهار پایان و چوپانان آنها را که در اطراف بودند، از زمین برداشت و به هوا برد، خیمه‎‎ها را از جا میکند و چنان بالا میبرد که آنها به صورت ملخی دیده میشدند، هنگامی که آن صحنه وحشت بار را دیدند، فرار کردند و به خانههای خود پناه بردند و درها را به روی خود بستند، ‌ولی باد آن چنان تند بود که درها را از جا میکند، و آنها را بر زمین میکوبید و با خود میبرد و پیکرهای بیجان آنها را زیر خروارها شن، پنهان میساخت. [7]

 



 http://up8.iranblog.com/images/47841280059593910152.jpg

 

 

47841280059593910152.jpg

 

 

/ 0 نظر / 172 بازدید